ذبيح الله صفا

971

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بنام آنكه محمودش ايازست * غمش ميخانهء ناز و نيازست اين منظومه را زلالى بسال 1001 آغاز كرده « 1 » و بسال 1024 بپايان رسانيده « 2 » و بنابراين قسمت بزرگى از دوران شاعرى خود را صرف آن كرده است و بعيد نيست كه اين مثنوى نخستين منظومه از سبعهء زلالى باشد كه در طول زمان نظم مثنويهاى ديگر را هم بهمراه خود داشته . محمود و اياز زلالى يك‌بار در لكنهو ( 1290 ه ق ) و بارى ديگر در تهران ( 1320 ه ق ) چاپ شد . از سبعهء او نسخه‌هاى متعدد در دستست . زلالى خوانسارى شاعرى نوآور بود و روشى به تمام معنى مخصوص در نحوهء بيان فكرهايش داشت و ازين راه تركيبهايى تازه بوجود مىآورد كه گاه نامفهوم و نيازمند تفسير و توجيه است . مثل : « غنچه‌خواه دشت » يعنى كسى كه در دشت بدنبال غنچه ( و يا چيدن غنچه ) مىگشت . - « مرغ روز پنهان » يعنى مرغى كه بهنگام روز بيرون نمىآيد و پنهانست ( - شب‌پره ، خفاش ) . - « ساقى خونين‌جگر » يعنى آنكه بجاى شراب از خون جگر خويش مى بنوشد و خود را سقايت كند . - « دماغ دل بفكر خام سوز » يعنى كسى كه انديشهء ناصواب كند ( - خام‌انديش ) . - « هوس پخت فضاى دشت و فرسنگ » يعنى آنكه هوس فضاى باز فرسنگ در فرسنگ دشت را داشته باشد [ اين تركيبها را در نمونه‌هايى كه از شعر او خواهم آورد ، ببينيد ] . - « نمكدان بر جراحت سرنگونساز » يعنى آنكه بر سوزش دل بيفزايد ، نمك بر زخم بپاشد ، در اين بيت : اياز آن نوشخند عشوه‌پرداز * نمكدان بر جراحت سرنگونساز و ضمنا در اين بيت واژهء « نوشخند » بجاى آنكه « خندهء نوشين » معنى دهد

--> ( 1 ) - گويد : در استفتاح اين منشور نامى * بجو تاريخ نظمش از نظامى ( - 1001 ) ( 2 ) - گويد : كه در اتمام محمود و ايازت * پى تاريخ نظم سوز و سازت نى خامه بمژده دود باشد * « الهى عاقبت محمود باشد » ( - 1024 )